اولین عید نوروز آرتین خوشکلم
سلام سلام
بعد از 23-24 روزی تعطیلات ما دوباره اووومدیم خونمون
آخ که هیچ جا خونه ی خودمون نمیشه....!!!
خوب به علت اینکه آرتینم حسابی شیطون شده و نمیذاره بنویسم خلاصه ی اتفاقات عیدو واستون تعریف میکنم
این سفره هفت سینیه که مامانم واسه آرتین انداخت چون عید سال اولش بود...


امسال سال تحویل یه حس عجیب داشتم مامان شده بودم واقعی واقعییییییییییییییی
از خدا دیگر هیچ نمیخواهم ، دیگر هیچ آرزویی ندارم ، رویایم را میخواستم که به آن رسیدم ، دنیا را میخواستم که آن را به دست آوردم ، رویایی که همان دنیای من است،
و تویی که همان دنیای منی….
سلام سلام
بعد از 23-24 روزی تعطیلات ما دوباره اووومدیم خونمون
آخ که هیچ جا خونه ی خودمون نمیشه....!!!
خوب به علت اینکه آرتینم حسابی شیطون شده و نمیذاره بنویسم خلاصه ی اتفاقات عیدو واستون تعریف میکنم
این سفره هفت سینیه که مامانم واسه آرتین انداخت چون عید سال اولش بود...


امسال سال تحویل یه حس عجیب داشتم مامان شده بودم واقعی واقعییییییییییییییی
از خدا دیگر هیچ نمیخواهم ، دیگر هیچ آرزویی ندارم ، رویایم را میخواستم که به آن رسیدم ، دنیا را میخواستم که آن را به دست آوردم ، رویایی که همان دنیای من است،
و تویی که همان دنیای منی….
آرتین بعد از کلی شیطونی یکساعت بعد از تحویل سال ...

از فردای صبح متوجه شدیم که بله آرتین سرما خورده ...
از اونجایی که نه من تا حالا تجربه مریضی آرتین و داشتم نه آرتین تا حالا تجربه مریضیو داشت حسابی اذیت شدیم
خداروشکر با دکترش تماس گرفتیم و با شروع قطره ها آرتینم بهتر شد... البته آرتین بی حال و سرما
خوردهههه
که اصلا واسمون نمیخندید


متاسفانه بعد از 4-5 روز یهویی دیدم بدن آرتین دون دون شده که بهش بیماری روزئولا ... یه همچین چیزی
میگن... که باید صبر کرد تا دوره شو طی کنه
الهی قربون پسر قوی خودم بشم که تو مریضی و بی حالی اصلا نق نمیزد
از دیگر اتفاقات عید این بود که آرتینم کم کم داره چهاردست و پا میرهههههههه البته بگی نگی...![]()
خلاصه ...
جاتون خالی روز 6 م فروردین رفتیم اصفهان پیش دوستای خوبمون و خیلی زحمت دادیم...
حسابی هم بهمون خوش گذشت... اینم چندتا از عکساش
باغ گلها:

پرگل خوشکل خاله



پل خواجو:

رستوران خورشید:

کوه صحفه:


میدان امام:

دست دوستای گلمون درد نکنه که حسابی اصفهان بهمون خوش گذشت
و بعد از کلی زحمت دادن ظهر روز 7 م به سمت تهران راه افتادیممممممم
اونجا هم کلی بهمون خوش گذشت و چون سرماخوردگی آرتین بهتر شده بود حسابی آتیش سوزوند
اینم چندتا از عکساش:

آرتین در حال ماست خوردن:

آرتین در حال تمرین راه رفتن با عمو محسنش

...

بوستان گفتگو:

اینم از اولین سیزده بدر آر تین
اینم مامان و آرتین و بابا

اینم عکس آخرین حمام سال 1391

اینم عکس اولین حمام سال 1392


چون توی سرما خوردگی خیلی اذیت شدی اینجوری پوشوندمت خوشکل من

شیراز و شکوفه های بهاری


راستی یادم رفت اینم اولین چهارشنبه سوری آرتین

راستی پسر گلم حسابی توی عید کادو و پول گیرت اوومد
واسه اینکه یادت بمونه اولین عیدی هاتو از کیا گرفتی اسماشونو واست مینویسممممممممم
(به ترتیب گرفتن کادو)
- مامان جون و بابا حاجی
- دایی علیرضا
- خاله سمانه
- دایی حاجی(دایی مامان)
- مریم جون (دختر دایی مامان)
- خاله جون (خاله مامان)
- خاله جون( مامان سعید)
- عمه جان (عمه مامان جون)
- دایی کاووس
- زن عموی مامان
- عمه بزرگه مامان
- خاله بهار(دوست مامان)
- بابا و مامان خاله پریسا (اصفهان)
- مادر جون
- عمو محسن
- عمو امیر و عمو یزدان
- عمو رسول و زن عمو سمانه
- اقا امید و هانیه جون
- علی اقا و راضیه خانوم
- اقا امیر و زیبا خانوم
دست همگی درد نکنه... حسابی زحمت کشیدن
اینم آرتین که دیگه کم کم داره میاد بیرون از تختش

سايه حق ، سلام عشق ، سعادت روح ، سلامت تن ، سرمستي بهار ، سکوت دعا و سرور جاودانه
اين است هفت سين آريايي . اولین نوروزت مبارک آرتینم



اولین عید نوروز آرتین خوشکلم 
